گزارش صعود به کوه چیلله خانا داغی از جبهه جنوبی

خرید بک لینک
وبلاگ گزارش کلمه وبلاگ صعود کلمه به کوه وبلاگ چیلله کلمه وبلاگ خانا کلمه وبلاگ داغی کلمه از وبلاگ جبهه کلمه وبلاگ جنوبی کلمه

این وبلاگ صعود کلمه بیشتر شبیه سلفی های "همین الان یهویی" بود. قرار بود با مهندس آرش شهرگان برای وبلاگ صعود کلمه علمدار برویم. طبق عادت طنابچه و و دو سه تا کارابین گذاشتم توی کوله و این هم از خودم پرسیدم که علمدار چه نیازی به اینها هست؟ اما در هر حال گفتم حالا بلکه لازم شد. تقریبا نزدیکی مرند بود که مهندس حرف از چلله وبلاگ خانا کلمه زد و اینکه تا حالا کم به این کوه رفته اند و استاد اکبر نظافت در مورد اون یادداشتهایی داشت. مهندس قبلا این کوه را وبلاگ صعود کلمه کرده بود. البته متعجب بود که یکی تصاویری از نردبان و اینها در وبلاگ گزارش کلمه ش گذاشته بود. "همین حالا یهویی" ما گل کرد و رفتیم به وبلاگ صعود کلمه وبلاگ چیلله کلمه وبلاگ خانا کلمه وبلاگ داغی کلمه ! با این اس-ام-اس "سلام عزیزم! ما رفتیم خوی وبلاگ چیلله کلمه وبلاگ خانا کلمه وبلاگ داغی کلمه " به همسرم آدرس برنامه را رسما عوض کردیم. از خوی به روستای احمد آباد، اَیری بوجاق (اگری بوجاق) و نهایتاً کارخانه سیمان رسیدیم. و از یک راه خاکی که بخشی از آن بستر شنی رودخانه بود تا نزدیکی مسیر صعودی که تصاویر دوستان نشان داده بود رفتیم. در آن کوه که همه چیزی خشکیده و بیابانی می نمود یک دره عمودی سبزی بود و بالای کوه لایه های رسوبی لایه های سنگی را روی دوش خود داشت. برای رسیدن به وبلاگ چیلله کلمه وبلاگ خانا کلمه راه بهتر رفتن از مسیر سه راهی خوی بطرف کارخانه سیمان آذرآبادگان هست. محلی ها بعد از رسیدن ما به محل کوه این اطلاعات را به ما دادن که 7 کیلومتر هست. ظاهراً ارتفاع چندانی نداشت. منم ته دلم گفتم آره تنبل خان این کوه رومخصوص تو ساختن! مهندس تا میتوانست در آن مسیر شنی رفت و من هم هی نق میزدم که این 206 بیچاره رو داری اذیت میکنی و بالاخره توقف کردیم و ماشین را پارک کردیم و کوله به دوش و باتوم به دست بسوی پرچم سبزی که طبیعت گشوده بود حرکت کردیم. فکر کردیم تنهاییم اما مشاهده یک اتومبیل دیگر نشان داد که افراد دیگری هم اینجاها هستند. تابلویی هم خبر از یک زیارتگاه داد. بالاتر که رفتیم داخل دره یک خانه تک اتاقی زیر درختان بود که چند جوان هم آنجا بودند. مهندس مقداری اطلاعات از مسیر صعود گرفت چون واقعا مسیری پنهان و عجیبی به نظر میرسید و انگار قرار بود با سنگ درگیر بشیم. و خیلی زود هم همینطور شد. غار اوجاق نیز در این نقطه است که البته ما وقتی برای سر زدن به آن نداشتیم. از میان درختهای گردو و حتی انگور وحشی هم رد شدیم و یک مسیر کوتاه گرده مانند را بالا رفتیم و به یک تنوره رسیدیم. دو سه تا طناب که میانه آنها پر از گره بود که برای دستگیر بودن و بالا رفتن درست کرده بودند دست به سنگ شدیم و تا سکوی اول رفتیم. طناب را به یک حلقه سنگی که بنظر میرسید ممکن از بشکند گره زده بودند. و روی سکو تا سکوی بعدی یک نردبان فلزی گذاشته بودند. و البته طنابها تا بالا ادامه داشتند. این تجهیزات توسط کانون کوهنوردان شهرستان خوی نصب شده است. خلاصه دست به سنگ و دست به طناب و دست به نردبان بالا رفتیم. سمت راست مسیر صعود آبشاری بود که البته با آب کم چشمه های کم آب متعدد سطح آن تر شده بود تا یک آبشار واقعی! به سمت چپ تغییر مسیر دادیم. چون شناختی از مسیر نداشیتم مهندس با ثبت مسیر با جی پی اس راه را ادامه میداد. و البته پاکوب را ندیدیم و با توجه به امکان رفت به صعود خود ادامه دادیم. مسیری زیبا با درختچه هایی که هر از گاهی خود را نشان میدادند. هر از گاهی که مسیر راه میداد خود را به لایه بالایی میرساندیم و باز راه طولانی پائین لایه های سنگی که گاهی ما را به فکر صعودهای خوبی می انداخت که میشد روی این سنگها انجام داد. بالاخره این عبورها تمام شد و وارد یک شیب پوشیده از علفهای خشک رسیدیم که وعده قله میداد اما تمام شدنی نبود. یاد هفت ناز توچال افتادیم.

اما بقول شاعر تورک:

"قورشون آتا-آتا بیتَر

یوللار گئده-گئده بیتَر..."

تابلوی قله خود را نشان داد. به قله رسیدیم و بساط خورد و خوراک را باز کردیم و پس از خوردن و کمی استراحت و عکس راه فرود را در پیش گرفتیم. سنگ چینهایی راه ورود به پائین را نشان میداد و سنگهای زیبایی که هنگام صعود "دیواره" و "عجب سنگهایی" بود در فرودمان نامشان به پرتگاه تبدیل شده بود به ما نشان داد و البته مهندس هم جی پی اس به دستش بود و از سنگ چین و جی پی اس کمک گرفتیم. اما در راه برگشت پاکوب برگشت را دیدیم که کاملا کنار دیواره سنگی ادامه می یافت. البته این پاکوب در قسمتی که به شروع مسیر وصل بود توسط سیلاب باران شسته شده بود و برای همین هم ما آنرا ندیده بودیم. آبرفت و سنگهای موجود در منطقه علائم خطر برای فصول بارانی این منطقه است که بسیار مستعد فرسایش در چنین بارانهایی هست. متاسفانه مهندس که قبلا تصادف شدیدی داشت و پای چپش سابقه آسیبهای شدید داشت خود را بعد از چندین سال نشان داد و در مسیر فرود از تنوره اهمیت طنابچه و کارابینهایی که همراه داشتم را متوجه شدم. دو نفره با حمایت و فرود به محل اتاقی که بود رسیدیم. البته آن جوانان خوب هم پیشنهاد کمک کردند که البته این کار فنی سنگنوردی بود و باید خودمان انجام میدادیم. سر راه روباه زیبایی را دیدیم که واستاد و نگاهمان کرد و من یک بوسه هدیه اش کردم. و البته اونم روش کرد اونور و رفت "یعنی برو بابا آدمیزادی دیگه" چشت به دم من افتاده! خلاصه به ماشین رسیدیم و با خروج ما از منطقه هوا تقریبا تاریک شده بود و ما بودیم و راه تبریز!... توصیه ها: اگر تصمیمی برای صعود و فرود از این وبلاگ جبهه کلمه دارید حتما طنابچه با طول کافی و کارابین همراه داشته باشید. طنابها و نردبام شاید هنگام صعود کمک کند اما هنگام فرود جالب نیستند. علاوه بر این نمیتوان به این تجهیزات که سالهای زیر آفتاب و باران هستند اعتماد کرد. در برخی نقاط هم فرسایش و سنگریزهایی که روی کف سفت مسیر ریخته عملا آنرا برای افرادی که در چنین شرایطی دچار دلهره میشوند وجود تجهیزات حمایتی کمک زیادی خواهد کرد. راه ماشین رو واقعی تا محل کارخانه سیمان است. اگر احتمال بارش بود بهیچ وجه ماشین خود را وارد مسیر خاکی داخل دره نکنید چون علائم نشان میداد سیلابها در این منطقه سهمگین هستند.

مسیر مرند- وبلاگ چیلله کلمه خانا وبلاگ داغی کلمه

دانلود فایل جی پی اس مسیر صعود به چیلله خانا وبلاگ داغی کلمه :

http://s8.picofile.com/file/8339604792/Chilla_Khana_khoy_recorded_by_Arsh_Shahrgan.gdb.html

Powered by Wikiloc

داغچیلیق حاقیندا بیلیم...

ما را در سایت داغچیلیق حاقیندا بیلیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:43

صفحه بندی