نویسنده:گیر گای[1]
ترجمه:سلمان محمدی
در صعود مسیرها چند طولی همیشه قبل از صعود (سرطناب) طول بعدی طناب را به کارگاه وصل میکردم.
اخیراً دوستی که راهنمای کوهنوردی است گفت این کار را نکنم و گفت بجای اینکار بعد از ترک کارگاه هر جا که ممکن بود در اولین فرصت یک میانی بزن. او میگفت اگر در این حالت سرطناب پاندول شود مستقیماً روی کارگاه می افتد و این نیرو[وارده به کارگاه] را دو برابر میکند. پس کدام بدتر است؟ ایجاد فاکتور سقوط 2 (و این دقیقاً چیست؟) با وصل نکردن طناب به کارگاه و پاندول مستقیم روی حمایتچی، یا وصل کردن آن به کارگاه و دو برابر کردن نیروی وارده به آن؟
-املی استیفلر، بوزیمن، مونتانا

آیا وصل کردن طناب به کارگاه حمایت ایمن تر است یا نه؟
هر وضعیتی به نوع خود کمی یا خیلی زیاد متفاوت ، و باندازه خود جاذبه زمین پیچیده است. اما همانطور که ممکن است مورد اصابت یک سیبی که از درخت می افتد قرار بگیرید، میتوانید معنای فاکتور سقوط و سناریوهای مختلف حمایت را هم بگیرید (بفهمید).
"فاکتور سقوط" شدت نسبی سقوط را نشان میدهد تا خود نیرو را، هر چند فاکتور سقوط زیاد منجر به یک نیروی ضربه زیاد خواهد شد. شدت سقوط را نسبت مقدار طناب موجود برای گرفتن سقوط به طول سقوط تعیین میکند. یک سقوط 5/4 متری روی یک طناب 28/18 متری شدت کمتری نسبت به سقوط 5/1 متری روی یک طناب 3 متری دارد زیرا در اولی نسبت طناب به طول سقوط بزرگتر است- ولو اینکه سقوط 3 برابر طولانی تر باشد 6 برابر طناب بیشتر در صعود و سقوط درگیر است.
از آنجا که شدت سقوط به میزان طنابی که از حمایتچی به صعود کننده کشیده شده بستگی دارد، خیلی محتمل است که فاکتور سقوطی که شما در شروع صعود و هنگام سرطناب رفتن از کارگاه حمایت ایجاد مکنید خیلی بالا باشد، هر چند بطور حسی شما احتمالا در این موقعیت بالاترین حس امنیت را دارید.
برای محاسبه فاکتور سقوط طول سقوط را بردارید و به مجمع مقدار طناب که در کار صعود و سقوط درگیر هست تقسیم کنید. فاکتور سقوط 2، بالاترین حدا ممکن، DEFCOM 5 است و تنها زمانی با آن برخورد می کنید که مستقیماً روی حمایتچی سقوط کنید. یعنی طناب را به کارگاه (بعنوان اولین میانی) نزده باشید، و 6 متر صعود کرده و بعد پاندول شده باشید. شما 6 متر روی یک طناب 3 متری سقوط میکنید. 6 متر سقوط تقسیم بر 3 متر طناب موجود (طول طناب از حمایتچی تا صعود کننده) فاکتور سقوط 2 را به شما خواهد داد. هر چند محاسبه ریاضی آن ساده است اما باید از این وضعیت اجتنابکرد چون طناب شما جاذب اولیه وزن شماست و طنابهای کمی هست که هر نوع سقوط فاکتور 2 را به تعداد زیاد تحمل کند.
لذا طناب را به کارگاه حمایت (بعنوان اولین میانی) وصل کنید و برای کاهش وزن بالقوه ایی که به این میانی وارد خواهد شد از یک اسلینگ کشی (دینامیک) نایلونی (منظور دایناما نیست) استفاده کنید.
همانطور که متوجه شدید اتصال طناب به کارگاه حمایت فاکتور سقوط را کاهش میدهد. اینطور فرض کنیم که حمایت سقوط شما را 5/1 متر کاهش میدهد که احتمالا تخمین خوبی است. 6/10 متر (بجای 12 متر) روی طناب 3 متری سقوط میکنید. فاکتور سقوط 75/1 خواهد بود. این رقم هنوز هم زیاد است اما نسبت به فاکتور سقوط 2 مرجحتر است. مزیت دیگر اتصال طناب به کارگاه این است که هنگام گرفتن پاندول همطنابش بلند خواهد شد. عمل بلند شدن زمان لازم برای متوقف کردن سقوط را طولانی تر خواهد کرد. این امر مانند گرفتن سقوط در صعودهای اسپورت که حمایتچی با پریدن برای گرفتن سقوط نفر سرطناب آنرا نرمی میدهد گرفتن سقوط توسط حمایتچی را نرمی خواهد داد. با این حال این بلند شدن باعث میشود ابزار حمایت به کارابین برخورد کند و موجب نقص فنی در آن شود. حمایتچی را باید با زدن حمایت مهار کرد تا بتواند بلند شود اما طول بلند شدن او کوتاهتر از آن باشد که به میانی نصب شده در کارگاه برسد. از چند جهاتی بودن کارگاه نیز اطمینان حاصل کنید.
بعضی سنگنوردان از جمله مربی راهنمای شما خواهند گفت اتصال طناب به کارگاه حمایت پاره شدن آنرا افزایش میدهد. من میگویم این خطر تنها زمانی ممکن است که کاگراه حمایت شما به خشکی ستونهای هرگول باشد و شما از آن بعنوان آخرین چاره استفاده نمیکنید.ممکن است دوستتان بگوید اتصال به کارگاه حمایت و بعد پاندول شدن روی آن در مقایسه با سقوط مستقیم روی کارگاه حمایت بار وارده را افزایش خواهد داد.
اتصال به کارگاه همانطور که دوستتان به درستی تاکید کرده به دلیل تاثیر تکثیر پولی میزان بار وارده به کارگاه را افزایش خواهد داد. اما این نگرانی واقعی نیست و در هر صورت وقوع دو برابر نخواهد شد. در تئوری سقوط سنگنورد نیروی ضربه ایی معادل 453 کیلو تولید میکند که نیازمند نیروی متقابلی معادل 453 کیلو است تا متوقف شود و در نتیجه کل نیرویی که به میانی وارد خواهد شد معادل 906 کیلو خواهد بود.
در واقعیت بدلیل اصطکاک طنابی که از کارابین عبور میکند بار تکثیر شده نزدیک به 66/1 خواهد بود و به 2 نخواهد رسید. من پیامدهای آنرا به پیامد یک فاکتور سقوط 2 ترجیح میدهم. علاوه بر این همه ابزار موجود در زنجیره کار ما با در نظر گرفتن ایت تاثیر تکثیر بار وارده مهندسی شده اند و ابزار ما پاندولهایی از این نوع را به روشنی مدیریت میکند.
متصل کردن به مسترپوینت کارگاه یا متصل کردن آن به یک میانی دیگر موضوع بحث دیگری است. من ترجیح میدهم در کارگاه حمایت به یک نقطه متصل شوم، آن هم معمولا به بالاترین قسمتی که طول بعدی شروع میشود. چون این میانی بالاتر از مسترپوینت کارگاه قرار میگیرد علاوه بر کاهش شلوغی در کارگاه طول سقوط بالقوه را نیز کاهش میدهد.
اگر شما بجای این کار طناب را به مسترپوینت بزنید بحث به اینجا میرسد که بار را در کل کارگاه توزیع میکنید. برخلاف آنچه کتابها می گویند شما حتی اگر کارگاه را "اکوالایزگ هم بکنید یکی از بازوهای کارگاه همیشه به دلیل تعداد فاکتورهایی موجود مثل بارهای وارد خارج از مرکز بیشتر از دیگری تحت بار قرار خواهد گرفت. همچنین اگر حمایتچی روی مستر پوینت معلق باشد و طناب به مسترپوینت متصل شده باشد، فاکتور سقوط نزدیک به 2 خواهد بود. برای کاهش فاکتور سقوط حمایتچی لازم است بایستد یا مقداری پائینتر از مسترپوینت باشد، جایی که در بهترین شرایط ناجور خواهد بود و در بدترین شرایط غیر ممکن خواهدبود. حالا شما کاری را بکنید که قبلاً میکردید!
اگر سوالی داشتید به گیر گای ایمیل بفرستید:
[email protected]
منبع:
http://www.rockandice.com/climbing-gear-tips/should-you-clip-the-belay-as-your-first-lead-pro?utm
داغچیلیق حاقیندا بیلیم...
ما را در سایت داغچیلیق حاقیندا بیلیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 20:18